سنت هاي باستاني ايران | فرهنگ مازندران
عاروس گل آيين كهن مازندران
از فرهنگ مازندران ، مراسم جالبي به جاي مانده كه يكي از آنها عاروس گل است كه يكي از آيين هاي بسيار كهني كه در ايران اجرا مي شود، ميباشد. آيين عاروس گل بيشتر در غرب مازندران و شرق گيلان اجرا مي شود و بازيگران اصلي آن غول ، پير بابو و نازخانوم هستند اين گروه در ايام نوروز و پيش از آن نمايش هاي جذابي براي عموم اجرا مي كنند و البته اين آيين هم مثل بسياري از سنت هاي قديمي ما متاسفانه در حال فراموشي است ريشه در سنت هاي نمايشي اسطوره هاي كهن مربوط به آغاز بهار دارد و نمادهاي زمستان و بهار در آن ديده مي شود و در واقع جنگي است بين سختي زمستان و لطافت بهار ، گروه حركت مي كنند در كوچه ها و عده اي هم به دنبالشانه راه مي افتند در هر خونه اي كه مي رسند هدايايي مثل برنج ، تخم مرغ ، شيريني و گاهي پول هم دريافت مي كنند . غول و پيربابو هر دو عاشق عاروس هستند غول مظهر زمستان و سياهي است پيربابو مظهر باغباني كه مي خواهد عروس گل يعني در واقع بهار را به مردم هديه دهد غول و پيربابو با هم مي رقصند و بازي خيلي جذابي مي باشد
تيرماه سيزه شو
تيرماه سيزده شو مازندراني ها يا همان جشن تيرگان ايرانيان باستان , دوازدهم آبان ماه هر سال در مازندران برگزار مي شود. تيرماه سيزده / شب سيزده / تيرماه سيزّه شو (جشن تيرگان) يكي از جشنهاي به جا مانده از دوران ايران باستان است كه در روز سيزدهم تير ماه (معادل ۱۲ آبان ماه شمسي) برگزار مي شد. تاريخ نويسان اين جشن را به حماسة آرش كمان گير نسبت دادهاند، اسطوره شناسان هم آن را به طلوع ستاره تيشتر(tištar) پهلوي, تير يا تيشتريه (tištarya) در اوستا مرتبط دانسته اند. مهم ترين دانشمند تاريخ داني كه از جشن تيرگان ياد كرد، ابوريحان بيروني است. ساير نويسندگان از اشارهها و نوشتههاي او بهره برده اند
ابوريحان در «التفهيم» و «آثارالباقيه» -كه منابع اصلي محققان دربارة تيرگان به شمار مي رود از اين جشن تعريفي حماسي و تاريخي به دست ميدهد و بر اين باور است كه پرتاب تير به وسيلة آرش و تعيين مرز ايران و توران، علت پاي گيري اين جشن است. يك روز مانده به شب تيرما سيزده، افرادي كه پسران شان دختري را نامزد كرده بودند، به فكر سيزدهي مي افتند (سيزدهي هديهاي است كه به بهانة تيرما سيزده شو از طرف خانوادة داماد براي عروس فرستاده ميشد، شامل سيب، به، انار، سنجد، انگور، پرتقال، فندق، گردو، بادام، پسته، نخود، كشمش، انجير، خرما، قند و چاي، سقز، باقالاي پخته و… به اضافة شلوار (تنبان) و يك جفت كفش يا گالش، كلوش kaluš يا گلوشمردم ميان كوه دو هزار تنكابن باور دارند در اين شب بايد غير از آب و نمك، سيزده چيز ديگر بخورند و تا پاسي از شب هم بيدار باشند. كشاورزان منطقه هم بر اين باورند كه كار كشاورزي بايد تا شب تيرما سيزده به پايان برسد و در شب سيزده كار ناتمام باقي نماند
در فرهنگ مازندران ، شب سيزده، مادربزرگ ها به نوه هاي شلوغ و بازيگوش خود مي گويند: امشب شيطاني و داد و بيداد نكنيد. بچه ها مي گويند: چرا؟ مادربزرگ مي گويد: امشب تيرما سيزده شو است و پلنگ پير از جنگل مي آيد، در محل و كنار رودخانه ها گوشداري مي كند، هر كس شيطاني (شيطوني) و يا گريه كند، او را مي برد و در جنگل مي خورد. بچه ها هم ساكت و بي صدا مي نشستند و مشغول خوردن سيزدهي مي شدند.
در مناطقي نيز شامگاه سيزده تيرماه مشعل يا سوچو (suchu) روشن مي كردند و به استقبال اين شب مي رفتند. به بهانة اين شب از طرف خانوادة داماد، يك روز قبل از تيرما سيزده، علاوه بر سور و سات مرسوم شب، يك قواره پارچه هم براي تازه عروس ميفرستادند. مردم سوادكوه بر اين باورند كه در شب سيزده يك لحظه همة آب هاي جهان راكد مي شود و اگر كسي بتواند آن لحظه را درك كند، هر چيزي كه در آب بيندازد، طلا خواهد شد. مردم بر اين باورند كه اين شب، تنها شبي است كه اسب چشم هايش را مي بندد و به اصطلاح مي خوابد
در فرهنگ مازندران ، مهم ترين آئين تيرما سيزه شو، اجراي رسم «لالِ شيش» است كه به همين بهانه، اين جشن را لال لالي شو هم مي نامند. (شيش به معناي چوب نازك است و لال هم كسي است كه در شب تيرما سيزده بدون اين كه حرفي بزند به خانه هاي مردم مي رود و با همان تركه ها آرام بر تن آنان مي زند. برخي باور دارند اين تركه ها نماد تير آرش است و تيرما سيزده درواقع جشن آرش است).
در تنكابن «شيش ها» را از درخت «شمشاد» يا «به» انتخاب مي كردند. مردم چون مي دانستند در شب تيرما سيزده، لال شوشزنان مي آيد، از خانه بيرون مي رفتند. گروه ابتدا به خانه هايي مي رفتند كه «سيزده اي» گرفته بودند و ميوه و خوردني زيادي داشتند. دختران و پسران دمبخت نيز لحظه شماري مي كردند تا لال بيايد. چون باور آن بود كه در اين شب با زدن شوش، بخت شان باز خواهد شد براي رزرو اقامتگاه در تنكابن ميتوانيد از طريق سايت چتراتا اقدام نماييد.
جشن خرمن
جشن خرمن در فرهنگ مازندران نيز از آداب قديمي و سنتي شاليكاران و كشاورزان اين ديار بوده كه آييني براي شكرگذاري، شادماني و احياي فرهنگ بومي است.اين جشن پايان برداشت محصول در مناطق ساحلي مازندران توسط مازندرانيها را اعلام مي كند. اين جشن به بهانه شكرگزاري از خداوند و شادماني پس از يك دوره كاشت، داشت و برداشت و خستگي ناشي از كار طاقتفرساي كشاورزي در شاليزارها در فصل گرما در منطقه سرسبز مازندران برگزار ميشود
آيين سنتي وَرف چال
اين مراسم كه در فرهنگ مازندران حدود ۶۰۰ سال قدمت دارد، نيمه دوم ارديبهشت ماه برگزار ميشود، اهالي روستاي اسك براساس رسم و سنت قديمي در منطقه اسك وَش با جدا كردن تكههاي برف و حمل آن حدود يك كيلومتر به سمت گودالي كه حدود ۱۰ متر ارتفاع دارد، گودال را پر از برف ميكنند و معتقدند براي ذخيره و تأمين آب در فصل گرم سال براي رهگذران و حيوانات منطقه قابل استفاده است.براساس رسم گذشته فقط مردها ميتوانند در اين مراسم شركت كنند و حضور زنان ممنوع ميباشد در طرفي ديگر در روستاي اسك لاريجان خانوم هاي روستا هيچ مردي را در اين روز به داخل روستا راهنميدهند و به نوعي خانوم ها حكم فرمانده روستا را دارند و هيچ محدوديتي براي حجاب در كوچه و خيابانهاي روستاي آباسك ندارند. در كنار اين آيين ۶۰۰ساله مراسمي ديگر در روستا صورت مي گيرد، صبح روز ورف چال مردان روستا را ترك مي كنند و به منطقه اسك وش مي روند و زنان در روستا مي مانند. زنان در مراسم ورف چال جايي ندارند و ورود اشان به منطقه ممنوع است. زنان نيز به جبران اين نبودن سنت “زن شاهي” را در اين منطقه گسترده اند. براساس نگاره ها و قوم نگاري هاي صورت گرفته سنت زن شاهي فعلي كه هر سال همزمان با آيين سنتي ورف چال در روستاي اسك بخش لاريجان شهرستان آمل صورت مي گيرد تنها آيين زن شاهي در ايران است براي رزرو اقامتگاه در آمل ميتوانيد از اين لينك اقدام نماييد.
چله شو
شب يلدا به زبان مازندراني؛ چله شو، شامل گت چله و خورد چله و شب اول زمستان است كه در زندگي اهالي مازندران داراي آداب و رسوم خاصي است. در اين شب، زنان خانه از صبح روز آخر پاييز خانه را براي بر پايي يك مراسم كوچك سنتي آماده مي كنند و در اين شب حتما برنج پخت مي شود. مردم اعتقاد دارند كه اين شب يك شب خوب و شادي آور است و شگون ندارد كه بي غذا باشند. در اين شب بنا به سنت ديرين همه افراد خانواده دور هم جمع مي شوند و با خوردن هندوانه، ماست، ميوه و آجيل؛ سرماي فصل زمستان را از خود دور مي كنند. اعتقاد بر اين است كه با خوردن ماست يا هندوانه در شب يلدا، هرگز در زمستان سردشان نمي شود. آجيل و شب چره كه شامل دانه هايي چون گندم و نخود برشته، تخم هندوانه و كدو، بادام، پسته، فندق، كشمش، انجير و توت خشك است نيز فراموش نمي شود البته گردو كه از ميوه هاي اصلي سر سفره شب يلدا است.برخي از خانواده هاي مازندراني در شب يلدا، پس از خوردن شام، براي شب نشيني به خانه خويشاوندان بزرگتر و يا همسايه ها مي روند. در اين شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود از هفت خانه چيزي مي گيرند اگر كسي آنها را نديد و نشناخت حتما به آنچه نيت كرده اند، مي رسند.(البته اين رسم امروزه كمرنگ شده است).در سال هاي نه چندان دور مردم روستاها كه به بستني يا ساير تنقلات در فصل زمستان دسترسي نداشتند از مخلوط كردن برف و شكر نوعي فالوده درست مي كردند و مي خوردند.خوشحال ترين افراد خانه در چله شو بچه هاي خانه هستند و قبل از تناول شب چره، پدر خانه يا يكي از اهالي باسواد خانه، لاي قرآن را مي گشايد و يك صفحه از آن را قرائت مي كند، براي اموات خود و اهل محل از دوست و آشنا درخواست آمرزش از درگاه خداوند مي كند. در اين شب، شب نشيني مفصلي برگزار مي شود.همچنين كساني كه نامزد مي گيرند تمام تنقلات اين شب و پوشاك حتي گاه گوسفند را هم به خانه دختر مي برند.
از شال اِنگِني تا آش ۴۰ گياه(چهارشنبه سوري)
از مراسم به جامانده در فرهنگ مازندران و ايران زمين، چهارشنبه سوري است كه در آخرين چهارشنبه هر سال برگزار مي شود. صبح روز چهارشنبه آش هفت ترشي، درست مي كنند. آشي كه هفت نوع ترشي مانند آب نارنج، آب ليمو، آب انار، سركه، گوجه سبز، و آب از گيل در آن مي ريزند و بعد از آماده شدن بين همسايه ها پخش مي كنند غروب روز مي خوانند با آرزوي شادي و خوشي براي خود و خانواده خود از روي آتش مي پرند. آنها مي خوانند :
چهارشنبه سوري كمي پارسال دسوري كمي، امسال دسوري كمي.يكي ديگر از قديميترين و بارزترين رسوم مازندرانيها براي چهارشنبه آخر سال پختن آش چهل گياه است كه از گياهان خشك شده قديمي و برخي گياهان جديد پخت ميشود، البته آش ترش نيز به نشانه نهادن بر سرما و انزجار از آن به دليل اينكه ترشي نشان انزجار است نيز پخت ميشود.به نظر ميرسد جشن چهارشنبه سوري، جشن پايان زمستان و مراسم پيش از عيد است و يك نقطه پاياني براي خانهتكاني و آماده شدن براي شب عيد است و به نوعي با اين جشن به استقبال بهار و نوروز ميروند.از قديميترين رسوم مازندرانيها براي چهارشنبه آخر سال پختن آش چهل گياه است با بيان اينكه اين سالها نيز جشن چهارشنبه سوري برگزار ميشود اما رنگ و بوي ديگري گرفته و با مواد محترقه و آتشزا همراه است، ولي مردم مازندران همواره سادگي جشن چهارشنبه آخر سال خود را حفظ ميكنند، گپكِشي يا جشن فال گوش از ديگر رسوم مازندرانيها در چهارشنبه آخر است كه در آن افرادي بلند بلند حرفهاي خوب و مثبت ميزنند و ديگران هم گوش ميكنند. جشن شال اِنگِني يا افكندن شال نيز از ديگر مراسمي است كه در مناطق كوهستاني وجود داشت و در آن شالي را از ديوار يا روزنه خانه ميانداختند و صاحبخانه بر حسب بخشندگي خود انعام و شيريني به فرد ميدهد.تمام آداب و رسوم چهارشنبه آخر سال نشان ميدهد كه يك مثبتانديشي براي برگزاري اين رسوم وجود دارد و همه آنها مانند قاشقزني مقدمهاي براي يك اتفاق بزرگ و نو شدني بزرگ است كه بايد با شناخت از خود و فرهنگ خود آن را با همدلي و دور هم بودن سپري كنيم.
نوروز خواني
در فرهنگ مازندران ، نوروز خوانان معمولا” پانزده روز قبل از فرا رسيدن عيد نوروز به داخل روستاها مي آيند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه هاي محلي، طليعه سال نو را به آنان مژده مي دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند كه يك نفر اشعار را مي خواند، يك نفر ساز مي زند،نفر ديگر كه به آن كوله كش(باركش) مي گويند به در خانه هاي مردم مي رود و مي خواند
بادبهارون بيمو / نوروز سلطون بيمو/ مژده دهيد به دوستان / گل به گلستون اومد / بهار آمد بهار آمد خوش آمد/ علي باذولفقار آمد، خوش آمد/ نوروزتان نوروز ديگر / شما را سال نو باشد مبارك صاحب خانه نيز با دادن پول، شيريني ، گردو، تخم مرغ و نخود، و كشمش از آنان پذيرايي مي كند
آيين سنتي ۲۶ عيد ماه
آيين ويژه سنتي ۲۶ عيد ماه طبري هر سال در تاريخ ۲۸ تيرماه شمسي در بيشتر روستاهاي استان برگزار مي شود. در روستاي امامزاده حسن سوادكوه اين مراسم با آداب خاصي انجام مي شود اين رسم به جشن مردگان نيز معروف است. بر اساس سنت رايج و باورهاي مردم در زمان هاي قديم فريدون پادشاه پيشدادي به خونخواهي پدرش جمشيد شاه حاك پادشاه را سرنگون مي كند مردم خبر اين پيروزي را در شب با آتش زدن بوته ها به يكديگر اطلاع مي دهند. و فرداي آن روز با برپايي جشن و مسابقه كشتي اين پيروزي را گرامي مي دارند
امروزه نيز اهالي روستاهاي اطراف همگي به امامزاده حسن مي آيند و علاوه بر خيرات كردن براي اموات خود و روشن كردن شمع روي مزارها، تماشاگر مسابقه كشتي سنتي لوچو مي شوند. در اين روز كشتي گيران سوادكوه در اين محوطه گرد مي آيند و به مصاف هم مي روند.در مناطق جلگه اي جشن مردگان در آرامگاه ها برگزار مي شود.
مراسم باران خواهي
يكي از مراسم رايج به هنگام خشك سالي در فرهنگ مازندران مراسم باران خواهي است . به زبان محلي اين مراسم را شيلون يا شيلان مي نامند. به اين منظور ابتدا از اهالي محل مواد اوليه براي پخت شير و برنج و يا آش مورد نظر آن ها جمع آوري مي شود در روز معين اهالي در مكان مقدسي مانند مسجد، تكيه ، امامزاده و يا در اطراف درخت مقدس جمع مي شوند و پس از پخت آش به وسيله زن هاي محل، مراسم دعا وروضه خواني انجام مي شود و از خداوند طلب باران مي كنند. پس از صرف آش مراسم به پايان مي رسد.از ديگر عقايد مردم منطقه كه در اين زمينه به جا گذاشتند پايه منبر در آب و يا ريختن آب به روي فردي سيد است
آفتاب خواهي
اگر بارندگي زياد باشد براي اين باران بند بيايد نام هفت يا چهل كچل را بر كاغذ مي نويسند و آن را به بندي آويزان مي كنند تا باد بخورد و باران قطع شود يا با خواندن دعا و نذورات مختلف از خداوند طلب آفتاب و در آمدن خورشيد مي كنند.در روستاي كرات كياسر شهرستان ساري، اگر باران ببارد و مانع فعاليت كشاورزي شود، زن هاي روستا به طور جمعي شعر زير را مي خوانند : باران كو، باران بي پايان كو، گندم كه زير خاكه، از تشنگي هلاكه، يا حضرت سليمان، روز آفتاب و شب باران در روستا ولويه كياسر ساري هنگامي كه باران به مدت چند روز ادامه داشته باشد براي بند آمدن آن بچه هاي روستا قوطي هاي حلبي را به نخي مي بندند و دو سر نخ را مي گيرند و در كوچه هاي محل راه مي روند و دسته جمعي شعر زير را مي خوانند قوطي قوطي آفتاب كن، يك مشت برنج تو آب كن، ما بچه هاي گرگيم، از سرمايي بمرديم، يا قرا، يا كتاب فردا بشه آفتاب.
در روستاي كليج كلادودانگه در هنگام بارش زياد باران، بچه هاي محل لباس كهنه مي پوشند و با جارو و گل و لاي كوچه ها را به هم مي زنند و ميخ وانند بابروم بابروم ، امروز آفتاب فردا آفتاب پيرا ( پس فردا) آفتاب آنگاه افراد هر خانواده به بچه ها مواد غذايي و يا شيريني مي دهند.در روستاي علي آباد دودانگه ، وقت بارش زياد باران اهالي محل پارچه اي را از امامزاده شاهزاده حسين مي ربايند پس از آفتابي شدن هوا آن پارچه را به اضافه پارچه ديگر به امامزاده پس مي دهند.
منبع : مجله چتراتا
برچسب: ،